۱ سال و چند ماه اومدم اولش خوب بود بهتر شد ضعیف شد خراب شد
دیگه نمی خوام ادامه بدم این اخرین پست است شاید دوباره بیام ولی با یه وب دیگه
هر وقت زدم خبرتون می کنم نظراتون رو می خونم
بای خدانگهدار بدرود
((دکتر شریعتی))
اما هیچ کس فکر نکرد که شاید من یک گل کاشته باشم
ارنستو چگوارا

تركش به پشت سرش اصابت كرده بود، رزمندگان مات و مبهوت به چهره بزرگ مردي كه با تمام قوا به قلب دشمن حمله ميكرد، متحير مانده بودند، همه منتظر فرمان حملهي مجدد او بودند ولي او ديگر با كسي سخن نگفت.
۲۷سال از شهادت يكياز بزگترين فرماندهان جنگهاي چريكي نامنظم ميگذرد، امشب قطعهي شهداي بهشت زهرا و قطعهي فرماندهان شهيد حال و هواي ديگري دارد، مردم زيادي به ياد او در كنار مزارش جمع شدهاند.
سكوتي سنگين در قطعه شهدا حاكم شده و بوي گلابي ناب همه جا را عطرآگين كرده است.
سه رنگ پرچم جمهوري اسلامي كه روي مزار چمران طراحي شده امشب جلوهي ديگري دارد، هر يك از رنگهاي پرچم روي مزارش با گلهاي زيبايي آراسته شده و چمران از داخل قاب عكس به مردم لبخند ميزند.
امشب مردم در كنار مزار او گردهم آمدند تا بگويند هنوز بعد از گذشت ۲۷ سال از شهادت دكتر چمران نه تنها او را از ياد نبردهاند بلكه دلاوريهاي او حكايت شبانه فرزندانمان است.
جمعيت زيادي در كنار مزار او جمع شدهاست، عدهاي در حال خواندن زيارت نامه هستند، ديگري در حال گذاشتن گل بر مزارش و عدهاي تنها به عكس خندان او خيره هستند.
"محمد علي پورولي" جوان ۲۴سالهاي كه براي سالگرد شهيد چمران آمده است ميگويد: دكتر چمران دلاورمردي بود كه در برابر دشمنان ايستاد و پيروزيهاي زيادي را برايمان در جنگ بدست آورد.
وي با اشاره به اينكه از كودكي علاقهمند به مطالعه زندگي دكتر چمران بوده است، افزود: زندگي او سراسر از دلاورمرديها و شجاعتها و عبرتآموزيها است.
وي گفت: او در قضيه فراموش نشدني پاوه، قدرت ايمان و اراده آهنين و شجاعت و فداكاري خود را به همگان اثبات كرد.
وي تاكيد كرد: دكتر چمران آن قدر در جنگ كردستان دلاورانه مبارزه كرد كه توانست راههاي منتهي به كردستان را از دست دشمنان آزاد كند و پس از آن بود كه به مقام وزارت دفاع منصوب شد.
"محمدرضا پوراحمد" يكي از رزمندگان دفاع مقدس ميگويد: چمران يكي از دلاورمرداني است كه ياد او هيچگاه از ذهن ملت ايران پاك نخواهد شد.
وي افزود: ملت ايران امروز بعد از گذشت ۲۷سال هنوز هم دلاوريها و شجاعتهاي او را از ياد نبرده است.
دكتر "مصطفي چمران" در سي و يكم خرداد سال ۱۳۶۰در منطقه دهلاويه در حين سركشي به مناطق و خطوط مقدم بر اثر اصابت گلوله خمپاره دشمن به مقام رفيع شهادت نايل آمد.
:: ميدوني يه حرفايي هست كه ممكنه آدم روش نشه بزنه ولي اگه تو دلت بمونه يه عقده ميشه ، بيا با هم درد و دل كنيم ::
زنگ مدرسه خورد همه كتاب و دفتر رو جمع كردن و واسه ادامه رفتن
همه شاد از اينكه حالا برن خونه خب چيزي نيست كه اونا رو برنجونه
ولي خونه واسه من بود طور ديگه ، ياس داستانشو اگه بتونه ميگه
تو دلم به همكلاسي ها گفتم خوش به حالت ، هميشه اساس ماها بوده پشتوانت
بايد الان بري تكاليف و بنويسو ، بعد بشيني به تماشاي تلويزيون
بابا سر شام به بچش بنازه پس ، فردا تو سرحالي سر كلاس درس
ولي من نميخوام كه برم خونه ، واسه چي برم حالا كه دلم خونه
وقتي كه دردا منو دوره كردن ، مثل طناب دار پيچدن به دور گردن
....::::....
من خيلي تنها ، تو دلم خيلي حرفا
ميخونم من از دردا ، بيا غمو از دلم بردار
....::::....
ميشينم و فكر ميكنم و به خودم ميگم آيا ، داستان من بدتر نبود از بينوايان؟
قصه ي روز فرار ما به يه شهر مرزي ، تو اتاق بي چراغ و يه شمع قرضي
تو خونه اي كه از بيماري مادر تب كرد ، پول دارو نبود يعني بايد صبر كرد؟
تا كي ؟ كي به داد اين حزب برسه ؟ وجود من پر از درد و استرسه
هر چي داد و فرياد زدم و هر چي اشك ، انگار صدا مي پيچيد به خودم بر ميگشت!
تو خونه و خيابون حتي هنگام درس ، توي فكر اينكه فردا دم زندان قصر
چطور بايد 8 ساعتو بكوب بشينم ، تا بابامو من از پشت شيشه يه ربع ببينم
مهم نبود زندگي بكنم با نون خشك ، مهم اينه كودكي منو قارون كشت
....::::....
من خيلي تنها ، تو دلم خيلي حرفا
ميخونم من از دردا ، بيا غمو از دلم بردار
....::::....
نميخواي بميري ، شيريني جون آدمه ، دليل من واسه ي زندگي خونوادمه
خونواده اي كه روز خوشي نداشتن ، خواستن ولي دشمنا نذاشتن
نترس خدا تو رو واسه درد انتخاب كنه ، چون اين دردا قبلا روي ياس امتحان شده!
واسه خدا بودم مثل موش آزمايشگاه ، نتيجه ها رو به رو شده باز با اشكال
مشكلاتي كه ميخونم تا يه گوشه ي دردم ، جبران چه نميخوام دنبال سوژه بگردم
سوژه زندگيمه كه من شدم يسره ويران ، مهم اينه هنوز هستم پسر ايران
كمر من زير اين بار خميده شد ، ول قدرتي توي وجود من دميده شد
من به آينده هاي روشنم اعتقاد دارم ، چون آينده هان كه به من اعتماد دارن
....::::....
من خيلي تنها ، تو دلم خيلي حرفا
ميخونم من از دردا ، بيا غمو از دلم بردار
من تنها ، تو دلم حرفا
ميخونم من از دردا ، بيا غمو از دلم بردار
....::::....
نترس خدا تو رو واسه درد انتخاب كنه ، چون اين دردا قبلا روي ياس امتحان شده!
شايد بگي كه ياس همه حرفاش شعاره
ولي بخدا روزاي خوبم انگشت شماره ...
ما باهميم باهمين امكانات كمم تو عرشيم حالا حالا هم نميفهمين داريم تو سر چي
من هستم با رپ تا وقتي پهنه بساط حرفم
چون كسي واسه كسي نفرستاده كارت دعوت
روزي ميرسه دشمنم هم با من دست ميده
همه برادرا پشتمن حواسم هست ديگه
بخونم تا وقتي كشتنم ، سازم پس ميگه
بهرام توي مشتم هست سر آدم وقتيكه
مي نويسم گوشاتو تيز كن تا بشه وصفش
زير ميزم فقط كاغذاي باطله هستش
كه واسه من هرگز اينا باطل نميشن
اين يه ديوونگيه خب منم عاقل نميشم
بيا معرفيت كنيم اگه استعداد داري
ما كه قصه باز داريم آره مثل پاسداريم
واسه رپ لعنتي با يه ژ-3 خواستگاري
كنيم دنيا بشه رپ فارس اعتقاد داريم
آره از تو يك نه صد قدم بالاتريم
هر كار بهتر هست ، اثر داره ، همين
كلمات ساده ، آره ، بهتره با من باشي پس
دشمن قبل اينكه وقتش بگذره با من آشتي كرد
دنباله منه پليس ، ولي دنبال تنه تو نيست
من فرق دارم با تو حقايقم فاش ميشه
پس يا بيا زير من يا ازم فاصله بگير
آهنگ تموم شد واسه ميكروفون فاتحه بديم...
بهرام:
ما باهميم ديوار وصامت متحدن
پاها محكمه دشمنا مضطربن
پيشرو:
ما باهميم ديوار و صامت قدرت جنگ دارن
وسعته شهرت معضل من
پيشرو:
من مثل عامل جنگ جهاني سومم و وظيفم اينه جلوت قوانينو له كنم و فكر كنم بدليل مرگ چگوارا چون كه خيلي وقته مخ رضا رفته به دور آباد
شب تو خوابي من با پيپم فيدو ميزنم و شارژ ميشم تا بانگي بعد به من شاه ميگن چون واسه رپ فارسي خواب ديدم
دو سال ديگست كه ما دنيا رو ميگيريم همه بخار ميشن و به خبر نگارا جواب ميدم سوالي صد ميليون دلار نقد
ميشم شغال شب پي شكار و جذب استعداد تو رپ
چون با كسي اتحاد دارم كه قصه هاش خوبن
رضا ذهنش و فكرش رو شعره و تشنه ي كلمه نميشه اصلا چون داره علمشو
خداداي رپو تئوري عملي بلده
انگار نشسته پشت ميزش رو صندلي پرنده
ما تو راه سخت ترين سفر عمرمونيم به غرب و فكر نكنم با وجود ما ** بدوزين به هم كه از بدترين شبكه پخش شه واست تيكه فيلم كه همون قبل و بعدش تبليغات ويا گرا با چسب زخمه واسه كل ايرانيا
همون خالتورا كه شاشيدم به كل **
خواستي خودت اينجا بياي كنارم برنامم و جراح مغز اطفال 60 سالم و ارباب اعصابتم كه منم
اما سرباز و دربار رپيه كه وطن و دولت قلم
از اونام كه از اولش داشتم جرات خطر
چون رپ مثل دافه من و من شوهر رپم
بهرام:
ما باهميم ديوار وصامت متحدن
پاها محكمه دشمنا مضطربن
پيشرو:
ما باهميم ديوار و صامت قدرت جنگ دارن
وسعته شهرت معضل من
ما با هميم...
پيشرو ::
جواب نامه هامو دادي با نامه هاي خالي
تا تو جنگلت گم شم تو جاده هاي تاريك
تو تو اوج سياهي و من پادشاه پاييز
تف به روزي كه بارون با تو عاشقانه باريد
:: مهدي صفرتايم ::
تو آلوده اي به عطر تنم ، پس خط بزنم روياي خيسو
چون دنياي بي تو ، يعني گريه من از اين قصه
در حريق عشق افتادم و حالا ساعت گريه كردم تو اتاقم
يعني خدا هست كه بدونه چهار فصل مياي به خوابم؟
راحت شايد ساعت مانع است بين منو تو
كه با دل راحت راه بسته شد و فاصله ها هست جالبه واسم خنده ببر ماده!
من كه آشنا شدم با جاده ترس ، ديگه نيستي با من تا به مرگ شدمو
خودمو حاضر كردم واسه جنگ با بارون
بدون چتر تو يه روز سرد
پاييز بود ، مست بودم ولي حاليم بود
تو بازي سوخت قلبم درست عين فيلماي هاليوود
تو خوابي ولي من بيدارم
تو خورشيد و آوازت مثل روزنامه پر تيتر همه جا پيچيد و مثل ما فيلممه گرما بليطه و
عمري آبي ترين زخم ها رو مرهم گذاشتم ، كه اصلا تو باشي من نيستم
تو بازي رو بردي
ولي من عاشق بازيم ، برد و باخت مهم ني
برو با اون يكي ، تو رو جادو سحري
:: پيشرو ::
جواب نامه هامو دادي با نامه هاي خالي
تا تو جنگلت گم شم تو جاده هاي تاريك
تو تو اوج سياهي و من پادشاه پاييز
تف به روزي كه بارون با تو عاشقانه باريد
:: رضايا ::
من همونم كه هميشه
واسه چشماي تو خوندم
تو نبودي ، تونبودت
توي بن بست تنها موندم
تو يه خاطره بيشتر نيستي تودلم
از بس شليك كردي اين تير رو به من
ديگه اشكات واسه من رنگي نداره
پس عكستو ميكنم ترجيحا پاره
:: پيشرو ::
جواب نامه هامو دادي با نامه هاي خالي
تا تو جنگلت گم شم تو جاده هاي تاريك
تو تو اوج سياهي و من پادشاه پاييز
تف به روزي كه بارون با تو عاشقانه باريد
کاری بجز دوست داشتن تو من بلد نیستم
با من بدی کردی ولی من با تو بد نیستم
تندی مثل شلاق بارون می کنی
پروانه قلبم و لرزون می کنی
گلهای تازه تازه شوق منو
زخمی تز از خار بیابون می کنی
دنبال تو سایه شم بی اختیار وبی خبر
افتاده می بری منو از این گذار به اون گذر
بی اعتنا به بودن و نبود ن این همسفر
حتی نمی گی این منم یا که غبار پشت سر
تلخی نکن تندی نکن تو هم گرفتار منی
بیشتر از این هم بد کنی تو پیش من نمی شکنی
خود زمستون هم باشی هنوز هوای تو خوشهُ
دل سختی کولاک تو اگر چه عاشق می کشه
با این همه
کاری بجز دوست داشتن تو من بلد نیستم
با من بدی کردی ولی من با تو بد نیست
از جدا شدن نوشتی
رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم
نازنیم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن
میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی
همقفس خدانگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیایه قفس بود
بنویس که خیلی وقته
واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم
مث دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلت بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته
واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم
مث دستات سرد سردم
هرکسی باست عقدای فرستاده
هرکی که اومد جلوت گفت دلسوز توه
حالا میبنی باعث غم امروز توه
تو میخواستی زیر پرچم هیچکس نری
به هر سیاست پستی تو نیشخند زدی
نگاها رو صدای تو شدن بیشتر شدید
ولی جوری که هستی تو رو هیچ کس ندید
تیغو بکش فکر نکنم خونت از رگ یاد
وقتی حتی مادرتم ازت مدرک می خواد
دیگه خوشی هارو تو زندگی تصور کن
فقط یادت می دن که به خدا توکل کن
مردم می خوان باری که رو دوش هست بردارن
پس تورو ترد میکنن خوب حقم دارن
تو یه جوونه احمقیو عشقه رپ داری
به بالا سریاتم خیلی رشوه کم دادی
تو زندگی عادی رو دوست نداشتی
هر ثانیت شب بوده روز نداشتی
ولی توی هنرت موند بازم دوومت
تو مملکتی که نمایشه سازم حرومه
اره کسی باسه تو قدمی بر نمی داره
ولی کسی تو مشکلاتت کم نمی ذاره
باید جای اینکه دردو هستی رو حس کنی
بشینیو دونهی تسبیتو بشموری
ادامه اش بعدا
بزودی اپ می کنم
و بازم ممنون از نظراتون
بعد مدتها امدم ولی کم
فقط تشکر از نظرهاتون
من تا اخر امتحانات خرداد اپ نمی کنم
ولی اگر بتونم نظرهارو می خونم ممنونم
فعلا بدرود
تو یک کپی هستی
از تمام شکلات هایی
که تا حالا خورده ام
افتاد
بیرون از ظرف سالاد:
که چی؟
می خواهم هلاک شوم
در گیسوان زردت
که چیزی دستش را نمی گیرد
چون او ۱۵٪ زیباتر نیست







